چهارشنبه یکم اسفند 1386
من مدیریت این وبلاگ هستم از این پس هرکس می خواهد با من اشنا شودشماره یا ای دی بگذارد فقط هم نظر خصوصی
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
چهارشنبه سوم بهمن 1386
یکشنبه سی ام دی 1386
پنجشنبه بیستم دی 1386
چهارشنبه نوزدهم دی 1386
اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را رها می کردی .
و تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می زد.
اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم صورتم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت بر باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من در معصومیت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خدا ببرم
اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هرگز مرا نمی آزردی
که این غریبه تنها جز چشمانت پنجره ای و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
....................................... دوستت دارم ...........................................

بعد از من ...
بعد از من اگر روزی بغض گلویت را فشرد
پای احساست اگر بر سنگ خورد
یا اگر یک روز دستان تو هم
گرمی دست کسی را در میان خود ندید
وندر آن هنگام تلخ
که فضای سینه ات جز آه آتشناک
چیزی را نمی داد گذر
یادی از این عاشق افسرده کن
بعد از من اگر روزی زین کوچه ها
دختر تنهایی گذشت
در نگاه او اگر برق نیاز
بر دو پایش پینه بود
یادی از این خسته ی دلمرده کن
روزگاری بعد از این
شاخه ی خشکی اگر دیدی به باغ
یا گل پژمرده ای دیدی به خاک
بلبل افسرده ای دیدی به شاخ
یادی از این شاعر پژمرده کن
گر شبی تنها شدی در خلوتی
یافتی از بهر گریه مهلتی
لیک اشکی گونه ات را تر نکرد
درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد
روزگاری بعد از این
گر توهم عاشق شدی
یاد کن از من که دیگر نیستم

عزیزم اگه خزونم واست از بهار میخونم
من اگه هنوز می خوونم واسه خاطر دل توست
شعر من صدای غم نیست هم صدای حسرت توست
عزیزم اگه خزونم واست از بهار میخوونم
تورو تنها نمی ذارم گرچه تنها جا می مونم
اگه تو شبای سردت با خودت تنها می شینی
من برات می خونم از عشق تا که فردا رو ببینی
اگه هم صدای اشکی واسه آرزوی برباد
من برات می خوونم ای گل نوبهارو نبر از یاد
همه دلخوشیم به اینه که تو یادت موندگارم
گرچه عمریه تو این دشت یه خزونه بی بهارم

خوشا فریاد زیر آب
ضيافتهاي عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق براي گم شدن دريا
چه دريايي ميان ماست خوشا ديدار ما درخواب
چه اميدي به اين ساحل خوشا فرياد زير آب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقي مردن
اگر خوابم اگر بيدار اگر مستم اگر هوشيار
مرا ياراي بودن نيست تو ياري كن مرا اي يار
تو اي خاتون خواب من من پربسته را درياب
مرا همخانه کن تا صبح نوازش کن مرا تا صبح
هميشه خواب تو ديدن دليل بودن من بود
چراغ راه بيداري اگر بود از تو روشن بود
ضيافتهاي عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق براي گم شدن دريا
نه از دور و نه از نزديك تو از خواب آمدي اي عشق
خوشا خود سوزي عاشق مرا آتش زدي اي عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقي مردن


